گویش تونی یا گویش فردوسی یکی از گویشهای فارسی خراسانی در شرق ایران است و زیر مجموعهای از زبان فارسی نو میباشد ولی به دلیل تفاوت ساختاری که در صرف افعال، جملهبندی، وزن و ادای واژگان دارد درک آن را برای شنونده ناآشنا بسیار دشوار مینماید. افرادی که با این گویش تکلم میکنند، بیش از صد هزار نفر برآورد میشود.[۱]
محدوده جغرافیایی گویشوران
ویرایش
برخی از افعال ساده در این گویش به صورت مرکب به کار میروند مانند:
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
پوشیدن
|
هوبر کِردن
|
برخی افعال مرکب در این گویش به صورت پیشوندی به کار میروند مانند:
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
برنده شدن، پیروز شدن
|
وَبُردن
|
نکته دیگری که در این گویش بسیار به چشم میخورد پیشوندهایی است که بر سر اغلب افعال قرار میگیرند:
- پیشوند «وا» در اکثر افعال در حالت امر به جای پیشوند «ب» به کار میرود مانند:
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
بده |
واده |
بپرس |
واپرس
|
- پیشوند «ور» که اغلب به جای «بر» در فعل امری بکار میرود مانند:
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
بلند شو، برخیز |
ورخز |
بردار |
وردر
|
- پیشوند «د» که هم در حالت امری و هم در حالت غیر امری به کار میرود مانند:
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
خواهم بست
|
دخُم بس
|
- پیشوند (ب-م) مانند فارسی کهن دری برای منفی کردن بر سر افعال میآید مانند:
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
نرو
|
بِمرو
|
- پیشوند (ب-ن) برای برخی از افعال نفی به کار میرود مانند:
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
نرفتن
|
بِنری
|
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
آب خوردم |
اوُمْ خا |
آمدم |
بِیَمَدُوم
|
میخواستم |
مَیَدُوم |
افتادم |
هُوفتِیِدوُم
|
خواهد شد |
خَد شُوُ |
خواهد بود |
خَد بُوُ
|
نشستم |
هُونشَستُوم |
خواهم کرد |
خُوم کِی
|
نشان دادن |
نَوُندَن |
نمیباشد |
نِمَبَه
|
ویران شد |
هُوتُنْبِیده |
فروریخت |
هُوشِلیده
|
له شده |
بِکُرچِیده |
لیز خوردن |
خِلِشِیدن
|
کامل شده |
بُود شوده |
شکفتن |
شَخِیدَه
|
نماند |
بِنِمُن |
خیس شدن |
دِرِزگ شُودن
|
ضمایر شخصی و ضمایر اشاره
مفرد
|
جمع
|
مَه
|
مایو
|
ای
|
ایِنُو
|
تو
|
شمایو
|
اوُ
|
اوُنو
|
گذشته فعل نشستن
مفرد
|
جمع
|
هُونشَسْتُم
|
هُونْشَستَمَه
|
هُونشَستِد
|
هُونشَسَتَتَه
|
هُونشَسِتَشْ
|
هُونشَسَتَشَه
|
حال فعل نشستن
مفرد
|
جمع
|
هُومَنشیِنُم
|
هُومَنشِینَم
|
هُومَنشیِنِی
|
هُومَنشِینَه
|
هُومَنشِینَد
|
هُومَنشِینَنَد
|
آینده فعل نشستن
مفرد
|
جمع
|
هُوخُومنِشَس
|
هُوخَم نِشَس
|
هُوخِی نِشَس
|
هُوخَه نِشَس
|
هُوخَد نِشَس
|
هُوخَند نِشَس
|
در برخی واژگان حرف "خ"به جای صامت"ق" به کار میرود
مانند:
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
یقه
|
یخه
|
در برخی واژگان حرف "ب" حذف و تبدیل پیشوند افعال به صورت گذشته خود " v" به کار میرود مانند:
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
سبز |
سوز |
چوب |
چو
|
در برخی واژگان حرف "پ" به حرف "ف" تغییر نیافته و به صورت گذشته خود به کار میرود مانند:
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
گوسفند
|
گوسپند
|
واژگانی که با شین یا سین شروع میشوند صدای اُ یا اِ به کار میروند مانند:
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
شتر |
اُشتر |
شکم |
اِشکم
|
در برخی از واژگان حرف"و" به جای "ف" استفاده میشود مانند:
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
کفش
|
کوش
|
در برخی از واژگان صامتهای "ت" و "ن" حذف میشود مانند:
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
دست
|
دس
|
برخی واژگان ساده به صورت مرکب به کار میروند که عموماً از ترکیب اسم + مصدر یا پیشوند + اسم یا به صورت ترکیبی از مضاف + مضافٌالیه ساخته میشوند مانند:
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
باجناغ |
هم زلف |
ملاقه |
اُگردو
|
[۲][نیازمند منبع]
برخی واژگان این گویش کهن با زبانهای ایرانی غربی همچون لری مشترک است.
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
آب |
اُو |
شتر |
اُشتر |
ستاره |
اِستَره |
سالم |
دُرواخ
|
ترسیدن |
اَراز |
شب |
شُو |
خواب |
خُو |
سبز |
سُوز
|
لجبازی |
اِستِیزه |
تمام |
هَجاش |
عمدی |
اَلادَر |
ناودان |
نَتُوا
|
نگران |
دِلَنْدَروا |
سرشب |
نُماشُوم |
برادر |
بُرار |
دیشب |
دُوشنَه
|
مادر |
مَه مَه، ننه |
چشم |
چَش |
لثه |
اَرُوک |
ناپسند |
اَنَاییْ
|
باردار، حامله |
اَوُست |
حالا |
اُزمَلَر |
به اندازه |
بُغادَه |
گهواره |
باچُو
|
گونه |
بُک |
ردیف |
پَستا |
سوگواری |
پُرسَه |
سرحال |
هَه جِیر
|
ایستاده |
هه لک |
آماده |
تَیار |
با حوصله |
تِزوک |
کوچک |
خُردُک
|
چوب نازک |
خَلَاشَه |
آرنج |
زَنگِیچَه |
چانه |
زَنَخ |
دندان |
نک
|
صحرا |
کَزَه |
مزرعه |
کِشمُو |
آفتاب |
افتو |
باران |
بارو
|
مهمترین اثر مکتوب و به جامانده از این گویش دیوان میرتونی مربوط به سده نهم هجری قمری است. دو بیت از اشعار میر تونی
هَشمی نُونِ جوُ و مَستُ مَلنگی نِمَبَه | | سَر بُزرگی خَر لَنگُ پوخ هُ توگی نِمَبَه |
با شَغالُن سَر کوچه ما وَنِچخی | | چون اونو مَدی ینو مَده خَه جَنگی نِمَبَه |
واژههایی که برای صداهای مختلف به کار میروند، این واژهها در اکثر موارد با اضافه شدن ساکن «سین» و «تا» ساخته میشوند.
زبان فارسی
|
گویش تونی
|
صدای شکستن
|
جِرینگَستَ
|
صدای افتادن جسم سنگین
|
گُرمْبَستَ
|
صدای افتادن جسم سبک
|
تُرپَستَ
|
صدای کشیده شدن ورق
|
خِشَستَ
|
صدای آتش گرفتن
|
هُوفَستَ
|
صدای عبور وسیله تندرو
|
وِژَستَ
|
صدای سیلی
|
شَرقَستَ
|
صدای ترکیدن
|
تَرقَستَ
|
صدای خورد شدن جسم زیر دندان
|
کُرُچَستَ
|
صدای افتادن غیرمنتظره جسم
|
هووستَ
|